
مصاحبه با امیر عباس سیفی مداح دوست داشتنی اهل بیت در همایش نوگلان حسینی
همراه مادر بزرگ و خاله اش آمده بود شال مشكي حسيني به گردن داشت. موهاي خرمايي اش هر چند گاهي زير نوازش دست هاي مهربان مادر مي رفت و بيرون مي آمد. نگاهش دوستان كوچولويش را دنبال مي كرد كه هر از چند گاهي از كنارمان مي گذشتند و سلام مي دادند.
مي گويم امير عباس چرا مداح شدي؟ مي گويد خدا من را مداح كرد. جواب كوتاهش تمام ادعاي توكل مان را زير سوال مي برد كودكي 5 ساله كه حالا تنها شيطنت و بازيگوشي بايد همراهش باشد اين گونه عارفانه از اراده خدا در تمام كارهايش مي گويد آنقدر اراده خدا را در انتخاب مسير زندگي اش دخيل مي داند كه تا پايان مصاحبه هيچ حرفي از دوست داشتن خودش نمي زند.
امير عباس مداحان بزرگ كشورمان را با لفظ عمو صدا مي زند. مي گويد: تا چند بار پيش عمو طاهري، عمو حسن خلج و عمو سازور خوانده ام. سي دي هاي عمو خرسندي و عمو محمود را هم زياد گوش مي دهم.
دوست داري برايت نوحه اي شعري شايد هم قطعه اي از مولايت حسين عليه السلام بخواند شايد مرهمي شود بر دلتنگي هاي زندگي صنعتي اما امير عباس از حسن عليه السلام مي خواند هماني كه مظلوم تر از حسين عليه السلام بود.
هماني كه حتي نزد همسرش هم مظلوم و غريب بود: آخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه حرم براي توشه كرم مي سازه آخر برايت يه گنبد طلا مي سازيم شبيه گنبد امام رضا مي سازيم دخيل مي بنديم و مي گيم بر تو اسيريم حسن حسن مي گيم و از عشقت مي ميريم.
امیر عباس - شهادت حضرت رقیه 1390 - حسینیه جلوه (تصویری)
مداحی امیر عباس و روضه حاج حسن خلج - حسینیه حلوه ۱۳۸۹